اسماعيل ناظم
44
طب و طبيعت ( فارسى )
كفايت نمايد ، بهتر [ است ] . و در تنويم صاحب آن كوشند زيرا كه خواب ، معين بر اصلاح آن است ؛ خصوصا خواب تامّ غرق طويل اگر اتفاق افتد بهتر ؛ تا آنكه كبد و عروق همه از آن غذا خالص گردند . و اگر به آب گرم مطلب حاصل نگردد و يا ميسّر نيايد ، ملاحظه نمايند كه طبيعت خودبهخود دفع مىنمايد آن را و يا نه ؟ اگر دفع مىنمايد به حسب مدّعا ، فهو المطلوب كار بر آن واگذارند و خلل در فعل او ننمايند و اگرنه ، مدد او نمايند به اشياى مليّنه خفيفه لايق به حال مريض » . « 1 » از مواردى كه طبيب نبايد دفع ماده از بدن را بند كند ، استفراغات طبيعى حاكى از كثرت مواد در بدن است . به عنوان نمونه ، حيض در زنان پرخون و رعاف در ايام بحران را نبايد بند نمود ؛ زيرا به ضرر طبيعت است . همچنين از اين اخلالهاى غلط طبيب است ، آنچه بقراط مىگويد : « هرگاه فضول اعضاى رئيسه به مغابن بريزد و در آنجا ايجاد ورم كند ، نبايد در ابتدا طبق قاعدهء كلى اورام به ضمّ روادع دست زد و اين قاعده در اينجا استثناء مىخورد ؛ زيرا باعث برگشتن مواد به اعضاى رئيسه مىشود و امراضى صعب ايجاد مىكند » . « 2 » نيز از همين اخلالها است فصد در ايام دور كه عقيلى دربارهء اين كار مىگويد : « فصد در ايام دور ، [ يعنى نوبت تبها ] موجب تشويش طبيعت است ؛ چون طبيعت در اين روزها به جهت هيجان مادهء مرض ، متوجه دفع مرض است و لذا ضعيف شده و از امر مطلوب باز مىماند ؛ زيرا كثرت تناول غذا در حميّات ، [ يعنى تبها ] باعث ازدياد كرب و اضطراب طبيعت است به جهت حرارت طبخ غذا و كثرت وصول بخار آن به قلب و ساير اعضاء » . « 3 » ارزانى نيز در جايى مىگويد : « و اگر بدانند كه طبيعت خودبهخود دفع ماده مىنمايد - چنانچه بايد - تحريك نشايد » . « 4 »
--> ( 1 ) . خلاصة الحكمة ، ص 888 . ( 2 ) . ؟ ؟ ؟ ( 3 ) . ؟ ؟ ( 4 ) . طب اكبرى .